جمعه 2 آبان 1393

آرشیو

گویند...

در زمان‌های دور، روزی شاگردان حکیمی که در مکتبش مشغول کسب علم و دانش بودند، از او خواستند درباره کینه و نفرت، آنچه را می‌داند به آنان بیاموزد. استاد فرزانه به شاگردانش گفت: «فردا پیش از آمدن به مکتب، در درون کیسه‌ای، به تعداد افرادی که کینه و نفرتشان را به دل دارند، سیب‌زمینی بگذارند و با خود به مکتب بیاورند.»

 شاگردان از این حکم استاد شگفت‌زده شدند، اما حرفی نزدند. روز بعد شاگردان با کیسه‌هایی پر از سیب‌زمینی به حضور استاد رسیدند. در کیسه بعضی از آن‌ها یک سیب‌زمینی، دیگری دو تا، بعضی‌ها حتی پنج تا شش سیب‌زمینی قرار داشت. وقتی حکیم از راه رسید، قبل از آن‌که شاگردان چیزی بگویند، رو به آنان کرد و گفت: «عزیزانم، برای آن‌که درس کینه و نفرت را خوب بیاموزید، باید کیسه‌های سیب‌زمینی‌تان را به مدت ده شبانه‌روز با خودتان حمل کنید و در این مدت چیزی نگویید. حتی شب‌ها هم باید کیسه‌ها بالای سرتان باشد. یادتان باشد هرگز سیب‌زمینی‌ها را از خودتان جدا نکنید.»

شاگردان اطاعت کرده و طبق نظر استاد عمل کردند.

و اما...

و اما، بعد از چند روز، به علت گرمی هوا سیب‌زمینی‌ها پوسیده و فاسد شدند. از طرفی بوی سیب‌زمینی‌های گندیده و از طرف دیگر، سنگینی آن‌ها، شاگردان را به ستوه آورده بود. در روز هشتم، یکی از شاگردان کلافه شد و از حکیم پرسید: «من دیگر نمی‌توانم سیب‌زمینی‌هایم را حمل کنم، بگویید چه رازی در این سیب‌زمینی‌ها نهفته است؟»

استاد فرزانه با لبخند گفت: «وقتی تو کیسه سیب‌زمینی سنگین و گندیده را با خودت شبانه‌روز حمل می‌کردی، چه احساسی داشتی؟»

او گفت: «احساس بسیار بدی داشتم.»

سپس حکیم رو به همه شاگردان کرد و گفت: «حمل کیسه گندیده سیب‌زمینی، شبیه وضعیتی است که در جانتان می‌گذرد. شما کینه و نفرت آدم‌هایی را که از آن‌ها متنفرید و دوستشان ندارید، در دل خود نگه داشته و همه‌جا با خود حمل می‌کنید. بوی بد و ناخوش کینه و نفرت، قلبتان را فاسد و نابود می‌کند، اما شما باز هم آن را با خود حمل می‌کنید! شما نتوانستید بوی بد سیب‌زمینی را ده روز تحمل کنید، پس چرا بوی بد نفرت و کینه را تمام عمر در درون دل و جان خود نگه داشته‌اید و آن‌ها را با خود حمل می‌کنید؟»

همرازم، امام علی (ع) می‌فرمایند: «دنیا کوچک‌تر و حقیرتر و ناچیزتر از آن است که در آن از کینه‌ها پیروی شود.»

در جایی دیگر می‌فرمایند: «کینه، خوبی‌ها را نابود می‌کند.»

کینه، حالتی نفسانی است که موجب تنفر شخص از فردی یا چیزی می‌شود و آثار مخربی بر روح و جان شخص می‌گذارد.

استادی می‌گفت: «کینه و نفرت شبیه توپ پینگ‌پنگ است. هرچه محکم‌تر ضربه بزنید محکم‌تر به سویتان باز می‌گردد. هر چقدر کینه و نفرت عمیق‌تر باشد، انعکاس آن بیشتر خواهد بود!»

دوستان خوبم، بارها در این مجله گفتیم که درباره هر چیزی بیشتر فکر کنید یا از خود ساطع کنید، همان‌ها را بیشتر به‌سوی خود جذب می‌کنید. وقتی از کسی خشمگین می‌شوید یا کینه و نفرتش را در دل خود جای می‌دهید و بیشتر بر آن‌ها تمرکز می‌کنید، درواقع قلب و روحتان آزرده‌تر می‌شود و آسیب بیشتری می‌بینید.

قلب‌هایتان سرشار از عشق و صفا و خوبی و آرامش!

جمعه 2 آبان 1393

اسب گمشده

حکایتی که در پیش رو دارید، از کتابی تحت عنوان زائر نوشته‌ی نویسنده‌ی مشهور فرانسوی «ولتر» استخراج شده است.

پادشاه سرزمینی بزرگ به خاطر گم شدن اسب زیبایش بسیار ناراحت بود. او عده‌ی زیادی از آدم‌های خود را برای پیدا کردن اسب زیبایش به نقاط مختلف سرزمینش گسیل داشته، اما نتیجه‌ای نگرفته بود. اسب انگار آب شده بود و در زمین فرو رفته بود.

پادشاه که دیگر از یافتن آن به کلی ناامید شده بود، مبلغ زیادی به عنوان جایزه برای یابنده‌ی آن تعیین کرد. اما باز نتیجه‌ای نگرفت. روزها پشت سر هم گذشتند، اما باز کوچک‌ترین خبری از مرده یا زنده‌ی اسب نشد.

در دربار پادشاه، مرد دیوانه‌ای بود که از فرط دیوانگی حتی به عنوان دلقک دربار هم قبولش نداشتند. روزی این دیوانه از میان حضار پادشاه راه باز کرد و به پادشاه گفت که می‌تواند اسب او را پیدا کند.

پادشاه پرسید: «تو! تو می‌توانی اسب ما را پیدا کنی؟ مرد ک، بهترین‌ آدم‌های ما نتوانسته‌اند آن را پیدا کنند و تو ادعا می‌کنی که می‌توانی؟»

مرد دیوانه گفت: «بله، قربان می‌توانم.»

جستجوی همه جانبه برای یافتن اسب زیبای پادشاه به نتیجه‌ای نرسیده بود و پادشاه نیز پیش خود فکر کرد که با اعزام این دیوانه برای پیدا کردن اسب چیزی را از دست نخواهد داد، به همین خاطر از مرد دیوانه خواست نسبت به یافتن آن اقدام کند.

چند ساعتی نگذشته بود که سروکله‌ی اسب در مقابل دربار پیدا شد. موقعی که پادشاه چشمش به اسب افتاد، از خوشحالی هاج و واج ماند. او برای سپاسگزاری از مرد دیوانه بی‌درنگ مبلغ هنگفتی به او داد و سپس از او خواست که در این باره توضیح دهد.

مرد دیوانه گفت: «قربان، خیلی ساده بود. من فقط خودم را جای اسب گذاشتم و از خودم پرسیدم که اگر اسب بودی، کجا می‌رفتی! من هم همان‌جا رفتم که اسب رفته بود و دیدم اسب هم همان‌جا رفته است.»

همین روند می‌تواند در زندگی ما نیز به کار گرفته شود. یک ضرب‌المثل سرخ‌پوستی می‌گوید: «برای درک یک نفر، بهترین کار آن است که دمپایی‌های پوست گوزن او را بپوشیم و یکی دو کیلومتر با آن‌ها راه برویم.»

اندرز ساده‌ای است که هر کس می‌تواند آن را در زندگی خود به آسانی انجام دهد. از این اصل پیروی کنید و مطمئن باشید با انجام آن بسیاری از مشکلات شما حل خواهد شد.

(تا فردا و درسی دیگر با ما همراه باشید.)

آرشیو

 
راز اول/ 9 همرازم بدان/10 15 پیام برای 15 روز/11 لبخند را به رزومه‌تان اضافه کنید!/11 رازهایی درباره جذب/13 برنامه باشگاه همرازان/14 خودت مانع پیشرفت خودت هستی/16 رازهای کوچک زندگی/17 انرژی‌زا/18 احوال روحیه‌تان امسال پاییز چطور است؟/20 22، ساعت همدلی/22 به همسرت حسادت نکن!/24 سرگذشت دختری که دست نداشت/26 پنج گاه تا موفقیت شما/27 چگونه شوهرم را به حرف زدن تشویق کنم؟/28 12 راز موفقیت/30 مسئولیت‌پذیر شدن کودک/34 مردان مجنون، زنان لیلی/35 در روشنایی روز چشمک بزنید!/36 چگونه مسئولیت خیانت خود را بر عهده بگیریم/38 این‌قدر عصبانی نشو!/40 طلاکوب/41 تندیس موفقیت در دستان تو!/42
 
سلام همراز/66 یک سبد میوه و سبزی پاییزی/68 زندگی در بیکران/70 شربت آناناس/72 پرونده‌های ناتمامت را ببند!/74 عشق/76 30 نکته برای شاد کردن شوهر/77 خانه‌آرایی/78 ای کاش قبل از ازدواج بدانیم/80 من یک زنم!/81 گنج این‌جاست کجا می‌روی؟/82 همسرم خانواده من رو که می‌بینه/84 جمله‌های تأکیدی مثبت همرازان/85 سیگاری‌های بخوانند و بدانند!/86 رازهای دل شما/88 سالاد الویه/90 جدول/91 مسابقه طنزانه/92
 
چند لحظه با خودم/44 اسکیمو را فریب ندهید/45 چگونه به دیگران اجازه می‌دهیم در زندگی‌مان مداخله کنند؟/46 راه‌های پیشگیری از پشت درد/48 چه رنگی به چشمان شما می‌آید/49 به من بگویید چه کنم؟/50 پاسخ به من بگویید چه کنم؟/51 با یکی ازدواج کن؛ مثل خودت/52 راز زندگی افراد موفق/54 دکم نکن، درکم کن!/56 کتاب فراوانی و سپاسگزاری/58 کتاب فراوانی و سپاسگزاری همرازان/58 برای خودتان برنامه‌ریزی کنید/60 چه کسی را به خانه‌ات دعوت می‌کنی؟/62 مشکلات قدرتشان را از ضعف‌های ما می‌گیرند!/64

وب سایت جدید راز را چطور ارزیابی میکنید؟

 

افراد آنلاین : 11

بازدید امروز:2,176

بازدید دیروز:3,167

بازدید  این ماه : 12,831

بازدید کل : 9,548,017

آی پی شما : 54.167.182.201

 

 

به همسرت حسادت نکن!

 

حسادت ورزیدن، نوعی اختلال رفتاری و یک واکنش ناخودآگاه و غیرمنطقی نسبت به موقعیت یا وضعیت فرد یا افرادی است که شخص حسود خود را در مقایسه با آنان در جایگاه پایین‌تری می‌یابد؛ چه از نظر اجتماعی و خانوادگی و چه از نظر ویژگی‌های فردی.

 

تاریخ درج مطلب: یک شنبه 13 مهر 1393

 

برنامه باشگاه همرازان (با هم)

 

برنامه این شماره باشگاه همرازان: سرشار از انرژی مثبت باشید

 

تاریخ درج مطلب: یک شنبه 13 مهر 1393

 

چگونه شوهرم را به حرف زدن تشویق کنم؟

 

مرجان اصرار به طلاق داشت و کسی نمی‎توانست او را از تصمیمش منصرف کند. چند روزی می‎گذشت که چمدانش را بسته و به خانه پدرش آمده بود. هرچه پدرش او را به ادامه دادن زندگی نصیحت و تشویق می‎کرد، بی‎فایده بود. همین دیشب با لحن تندتری به دخترش گفته بود: «خوب آخه چه مرگته؟! هی می‌گی طلاق، طلاق، چیه؟ میثم معتاده؟ عملیه؟ خیانت کرده؟ با زن‎های دیگه ارتباط داره؟ خسیسه؟ خرجی نمی‌ده؟ رفیق‎بازه؟ اهل دروغ و کلکه؟! خوب اهل هیچ کدوم اینا که نیست پس بشین زندگیت رو بکن. خوشی زده زیر دلت! مردم شوهرشون هزارتا عیب و ایراد داره، تحمل می‎کنن و زندگی‎شون رو می‎کنن. تو یه همچین شوهر خوبی داری که باید آرزوت باشه و از سرت هم زیادیه! ولی حالا پات رو کردی توی یه کفش که می‎خوای طلاق بگیری!»

 

تاریخ درج مطلب: دوشنبه 14 مهر 1393

 

سرگذشت دخترکی که دست نداشت؛ اما خلبان شد!

 

در سال 1983، در سیراویستا واقع در ایالت آریزونای آمریکا، دختری چشم به دنیا گشود که از نظر جسمی، تفاوتی بارز با دیگران داشت؛ او از نعمت داشتن دست محروم بود! پزشکان هیچ دلیل روشنی برای این معلولیت او پیدا نکردند. پرسشی مطرح در آن زمان این بود که آیا جسیکا می‌تواند مانند دیگران یک زندگی عادی داشته باشد؟! در این میان، پدر جسیکا بدون ریختن قطره‌ای اشک به‌خاطر مشکل دخترش، خوشحال و پرامید برای او آینده خوشی را آرزو می‌کرد و مطمئن بود فرزندش آن‌قدر اعتمادبه‌نفس خواهد داشت که به اوج موفقیت برسد.

 

تاریخ درج مطلب: دوشنبه 14 مهر 1393

 

چگونه مسئولیت خیانت خود را بر عهده بگیریم؟

 

تفاوت بین کلام و عمل در زمان پذیرش مسئولیت

مارک سانفورد، فرماندار ایالت کارولینای جنوبی، در سال 2009، وقتی برای پیاده‌روی از خانه خارج شد، به مدت شش روز ناپدید شد و پس از آن اعتراف کرد که همراه زنی که با او رابطه داشته، در آرژانتین به‌سر می‌برده است! او در چند نشست خبری شرکت کرد و پذیرفت که به همسرش، فرزندانش، کارکنان خود و همه شهروندان ایالت کارولینای جنوبی که به مدت یک هفته رهایشان کرده بود، دروغ گفته است و عنوان کرد: «من مسئولیت کامل این اشتباه اخلاقی‌ام را می‌پذیرم!»

 

تاریخ درج مطلب: دوشنبه 14 مهر 1393

 

این‌قدر عصبانی نشو، سایکوسوماتیک می‌گیری‌ها!

 

ما انسان‌ها وقتی دچار بیماری می‌شویم، به حکم عقل به پزشک مراجعه می‌کنیم. همان‌طور که می‌دانید، انسان ترکیبی از جسم و روان است و بی‌شک برخی از بیماری‌ها به جسم و برخی دیگر به روان انسان مربوط می‌شود؛ برای مثال بیماری دیسک کمر یک بیماری جسمی است و افسردگی یک بیماری روانی.

 

تاریخ درج مطلب: دوشنبه 14 مهر 1393

 

مسئولیت‌پذیر شدن کودک

 

یکی از مهم‌ترین دل‌مشغولی‌های والدین در راستای تربیت کودک خود، نحوه واگذاری مسئولیت به آن‌ها به منظور آماده کردن آن‌ها برای زندگی هرچه بهتر در جامعه است. در این‌که پدر و مادر کودک خود را با تمام وجود دوست دارند و آرزوی آن‌ها موفقیت روزافزون اوست، هیچ شکی نیست. آن‌ها همواره می‌کوشند تا خواسته‌های کودک خود را تأمین کنند، ولی مشکل بزرگ موجود در این راه آن است که اگر والدین تمامی خواسته‌ها و نیازمندی‌های کودک خود را برآورده سازند، آیا دیگر کودک تلاش بیشتری در زندگی خود خواهد داشت؟

 

تاریخ درج مطلب: دوشنبه 14 مهر 1393

 

من یک زنم، نیازهایم را باور کن!

 

زن از میان بغض‌هایی که سال‌ها در زندگی مشترکش در سینه حبس کرده، لب باز می‌کند و درحالی‌که اشک‌هایش را پاک می‌کند، می‌گوید: «تازگی‌ها احساس می‌کنم من برایت مهم نیستم. انگار نه انگار که من هم در این خانه وجود دارم! از صبح که بلند می‌شوم مدام فکر می‌کنم که امروز چه غذایی درست کنم؟! خانه را تمیز و مرتب می‌کنم و با نگار که فکر کنم دختر تو هم هست! سر و کله می‌زنم تا وقتی می‌خواهم غذا درست کنم، پای اجاق گاز نباشد و اجازه دهد من به کارهایم برسم، ولی تو انگار هیچ به من فکر نمی‌کنی؟!

 

تاریخ درج مطلب: دوشنبه 14 مهر 1393

 

پرونده‌های ناتمامت را ببند

 

روزی در کلاس درس روان‌شناسی، استاد لیوانی را تا نیمه پر از آب کرد و به شاگردانش نشان داد. همه منتظر بودند که دوباره بحث نیمه‌خالی و پر شروع شود و جواب‌ها را آماده کرده بودند؛ اما این بار استاد سؤالی دیگر مطرح کرد. او رو به شاگردان کرد و پرسید: «به نظر شما وزن این لیوانی که تا نیمه از آب پر شده، چقدر است؟»

 

تاریخ درج مطلب: دوشنبه 14 مهر 1393

 

سیگاری‌ها بخوانند و بدانند!

 

پس بالاخره تصمیم گرفته‌اید سیگار را ترک کنید. آیا دلیل واقعی آن را می‌دانید؟ آیا می‌دانید برای سلامتی‌تان چقدر مضر است؟ همیشه دنبال یک انگیزه بوده‌اید؟ شاید خانواده از سیگار کشیدن شما ناراضی‌اند و برای همین قصد دارید آن را کنار بگذارید؟ شاید فکر این‌که ممکن است دیر یا زود به سرطان ریه مبتلا شوید، شما را ترسانده است؟ یا شاید دوست دارید با کنارگذاشتن آن جوان‌تر به‌نظر برسید؟ این‌طور نیست؟ هر دلیلی که دارید مهم نیست، تصمیم درست و به‌جای شما برای ترک این عادت ناپسند است! سعی کنید تا پایان کنار گذاشتن سیگار، این دلیل را حفظ کنید و اجازه ندهید هیچ عاملی باعث شود تا به خانه اولتان باز گردید و دوباره روز از نو و روزی از نو!

 

تاریخ درج مطلب: دوشنبه 14 مهر 1393

 

عشق

 

چند روز پیش که با یکی از دوستانم شام می‌خوردم برایم ماجرای جالبی را تعریف کرد. او می‌گفت:

«یکی از بهترین دوستانم در حادثه سقوط هواپیما جانش را از دست داد. اتفاقی را که در مراسم تدفین او افتاد، هرگز فراموش نخواهم کرد. در مراسم یادبود دوستم همسرش به پشت میز خطابه رفت تا برای حضار صحبت کند. او گفت: «از من خواسته شده تا بهترین خاطره‌ای را که از زندگی مشترکمان دارم، تعریف کنم. با این‌که غم بزرگی را از فوت همسرم در قلبم احساس می‌کنم اما می‌خواستم به درخواست دوستانم پاسخ دهم.

 

تاریخ درج مطلب: دوشنبه 14 مهر 1393

 

راز زندگی افراد موفق

 

ما همواره سعی داریم برای داشتن یک زندگی موفق بیشتر تلاش کرده و زندگی افراد موفق را سرمشق خود قرار دهیم، ولی آیا تاکنون به رازهای نهفته در زندگی افراد موفق فکر کرده‌اید؟ آیا تاکنون به این نکته اندیشیده‌اید که چرا این افراد حتی در شرایطی مشابه، موفق‌تر از ما عمل کرده و همچنان رو به جلو گام برمی‌دارند؟

 

تاریخ درج مطلب: دوشنبه 14 مهر 1393

 

چه رنگی به چشمان شما می‌آید؟

 

همه افراد رنگ چشمشان را می‌دانند. حال سؤال این‌جاست: «آیا می‌دانید باید لباس شما چه رنگی باشد تا رنگ چشمان شما بیشتر خودش را نشان بدهد؟! آیا می‌دانید می‌توانید لباستان را بر اساس رنگ چشم‌هایتان انتخاب کنید و زیبایی آن‌ها را چند برابر کنید؟»

در این‌جا می‌خواهیم به شما بگوییم که بر اساس رنگ چشمانتان بهتر است چه رنگ یا رنگ‌هایی را برای لباستان انتخاب کنید.

 

تاریخ درج مطلب: دوشنبه 14 مهر 1393

 

چگونه به دیگران اجازه می‌دهیم در زندگی‌مان مداخله کنند؟

 

بعضی از ما مدام شکایت می‌کنیم که دیگران در زندگی ما مداخله می‌کنند. از مادرشوهر، خواهر‌شوهر، مادرزن و پدر زن شاکی هستیم و می‌گوییم که آن‌ها به حریم زناشویی ما احترام نمی‌گذارند.

 

تاریخ درج مطلب: دوشنبه 14 مهر 1393

 

با یکی ازدواج کن؛ مثل خودت!

 

آیا تابه‌حال فکر کرده‌اید که چرا بیشتر طلاق‌ها در سال‌های اول ازدواج اتفاق می‌افتد؟

آمار اعلام‌شده در پایگاه‌های اطلاع‌رسانی معتبر نشان می‌دهد 84 درصد طلاق‌ها در چهار سال نخست زندگی مشترک رخ می‌دهند!

با بررسی زندگی‌هایی که دچار آفت طلاق شده‌اند، درمی‌یابیم سهم قابل توجهی از طلاق‌ها به ناهمگونی و هم‌کفو نبودن همسران بازمی‌گردد.

دانشمندان علم روان‌شناسی معتقدند طلاق، از عوامل و ریشه‌های مختلفی سرچشمه می‌گیرد، که یکی از مهم‌ترین ریشه‌های آن، هم‌کفو نبودن دختر و پسر در هنگام ازدواج است.

 

تاریخ درج مطلب: دوشنبه 14 مهر 1393

 

چه کسی را به خانه‌ات دعوت می‌کنی؟

 

بی‌شک تاکنون برای هریک از ما اتفاق افتاده که از فردی که مشکلی برایمان ایجاد کرده، آزرده‌خاطر شویم. این دلخوری هم آن‌قدر قوی باشد که لحظه‌ای از ذهنمان بیرون نرود. دست به هر کاری می‌زنیم و هر جایی می‌رویم، این درگیری ذهنی رهایمان نمی‌کند. ممکن است بگویید: «چطور می‌توانم کسی را که چنین مشکلی برای من ایجاد کرده، ببخشم و او را از ذهنم بیرون کنم؟»

 

تاریخ درج مطلب: دوشنبه 14 مهر 1393

 

 

تمام حقوق این وب سایت متغلق به مجله راز می باشد و هرگونه کپی از مطالب با ذکر منبع بلامانع است. شد .