پسربچه وارد مغازه شد و به فروشنده گفت: «ممکنه از تلفن شما استفاده کنم؟»

فروشنده جواب داد: «این تلفن برای استفاده عمومی نیست؛ ولی می‌تونی مکالمه کوتاهی داشته باشی.»

پسر‌بچه تلفن رو برداشت و شماره رو گرفت.

ـ روز‌به‌خیر خانوم... در رابطه با اون کارِ کوتاه‌کردن چمن‌های باغچه، تماس گرفتم. ممکنه اون کار رو به من واگذار کنید؟

زن جواب داد: «اوه، من اون کار رو به کس دیگه‌ای سپردم عزیزم.»

پسربچه جواب داد: «من حاضرم چمن‌ها رو با نصف قیمتی که قراره به اون شخص بپردازید کوتاه کنم.»...

ادامه مطلب


بسیاری از کارآفرینان موفق دارای اهداف و الگوهای مشابه هستند و هر روز از آنان استفاده می‌کنند. از این میان، به هشت نکته کارساز و مؤثر اشاره می‌کنیم.

کارآفرینانِ موفق:

1. الگوی منظم صبحگاهی دارند

لورا وندرکم، نویسنده‌ای است که مطالعاتی گسترده درباره برنامه افراد موفق دارد. وی موردی مشترک در میان این افراد پیدا کرده: «این افراد زود بیدار می‌شوند و تقریباً همگی برنامه صبحگاهی دارند.»

سِر ریچارد چارلز نیکولاس برانسون، کارآفرین و سرمایه‌گذاری بریتانیایی است. او رئیس و بنیان‌گذار گروه شرکت‌های «ویرجین» است و عنوان بیش از چهارصد شرکت در سراسر دنیا را از آن خود کرده است. نخستین سرمایه‌گذاری برانسون در شانزده‌سالگی در مجله‌ای به نام «دانش‌آموز» بود. این در حالی است که مجله فوربس در سال ۲۰۱۲، برانسون را چهارمین شهروند ثروتمند بریتانیایی معرفی کرده است! او نیز حامی استفاده صحیح و کامل از تمام ساعات صبح است...

ادامه مطلب


در فیزیک، قانونی به نام «سینرژی» وجود دارد که می‌گوید: ‌«انرژی کل، از مجموع انرژی اعضاء بیشتر است.» در شریعت، ما هم تأکید شده که دست خداوند با جماعت است. حال تصور کنید اگر انرژی ذهنی هزاران همراز، که شما هم یکی از آن‌ها هستید، کنار یکدیگر قرار بگیرد، چه انرژی عظیم و مثبتی تولید می‌شود!

مهم نیست شما اکنون در کدام کشور، شهر یا روستا و با چه فاصله‌ای از یکدیگر هستید، همین که همه ما با هم روی موضوعی تمرکز و دعا می‌کنیم و با هم همدل می‌شویم، انرژی‌هایمان در هستی همسو می‌شود و این سینرژی می‌تواند کارهایی شگفت‌انگیز انجام دهد. چه‌بسا افکار و انرژی مثبت شما در همین ماه، موجب ازدواج موفق و شیرین بسیاری از جوانان، گشایش کارها، تغییر و تحول مثبت جمعی، بهبود رابطه زوج‌ها، موفقیت تحصیلی و کاری و از همه مهم‌تر، شفای بسیاری از بیماران شود.

برای این منظور، ساعت 22 انتخاب شد تا با فراغت از شلوغی‌های روز، با دلی آرام، همدل و همراه هم شویم. پس وعده دیدار، هر شب رأس ساعت 22؛ بیست و دو یعنی با هم دعا کنیم.

اگر نیاز به دعا و همدلی همرازان دارید، خواسته خود را به شماره 300072000 پیامک کرده و در ابتدای پیام، عدد 22 را درج کنید.

ادامه مطلب


چند شب پیش، یک‌باره بی‌دلیل غمی شدید وجودم را فرا گرفت. در واقع، گذرانِ زندگی‌ام در برهه فعلی واقعاً سخت شده بود. شرایط اقتصادی نابسامان، بیماری پدرم، مشکلات خانوادگی خواهرم و دیدن افسردگی و غم مادرم واقعاً ناراحت‌کننده بود و انگار تمام آن‌ها می‌خواستند مرا از پا دربیاورند؛ اما من همیشه معتقدم که زندگی نمایشی از تلخ و شیرین‌هاست و شادی بدون غم هرگز معنایی ندارد. باید رنج‌‌ها و شرایط دشوار وجود داشته باشد تا ما ارزش لحظه‌های آسودگی و خوشحالی را درک کنیم.

آن شب با وجود تمام غم و ناراحتی‌ها به آسمان خیره شده بودم و با خود فکر می‌کردم: «آیا باید تسلیم شوم و بگذارم که این مشکلات مرا از پا درآورند؟! باید اجازه دهم که آن‌ها بر من و روحیه‌ام غالب شوند یا این‌که مثل همیشه مقتدرانه ایستادگی کنم و خود را شاد و پرانرژی نشان دهم و اجازه ندهم که مشکلات بر من تأثیر بگذارند؟!»

ادامه مطلب


هفته پیش، مانند تمام روزها، ساعت هشت صبح، عازم محل کار شدم. مسیر طولانی است و من باید این راه را با دو خط اتوبوس طی کنم. در میان انبوه جمعیت، سوار اتوبوس خطی شدم و سعی کردم به هر قیمتی که شده خودم را لابه‌لای مسافران داخل اتوبوس شلوغ بچپانم. ماشین حرکت ‌کرد؛ درحالی‌که مثل همیشه در ذهنم غوغایی به پا بود. از خود می‌پرسیدم: «چرا باید این همه به این‌سو و آن‌سو بدوم، درحالی‌که هیچ خبری از رفاه و خوشبختی نیست؟ اصلاً سهم من از آرامش و شادمانی چیست و چرا مجبورم از خواب شیرین صبحگاهی بزنم و سوار بر اتوبوسی شلوغ عازم محل کار شوم و عصرها هم خسته و کوفته به خانه برگردم. آخر هر ماه هم به این فکر باشم که حقوقم را دودستی به صاحب‌خانه گردن‌کلفتم تقدیم کنم؟!»...

ادامه مطلب


«نلی گالان» رئیس اسبق کانال اسپانیایی‌زبان «تله موندو» به زنان یاد می‌دهد که چگونه خودساخته و آزاد باشند. وی در هفده‌سالگی خانه را ترک کرد و در این راه، به تهدیدها و مخالفت‌های مادر کوبایی‌اش توجهی نشان نداد. او حرف‌های مادرش را به‌یاد می‌آورد که می‌گفت: «تو نمی‌ری. تو حق نداری من رو ترک کنی. هرگز تو رو نمی‌بخشم.»  گالان اولین نسل از مهاجران کوبایی بود و با تفکری بزرگ شده بود که به او می‌گفت: «باید نزد خانواده‌ات بمانی و از آن‌ها نگهداری و مراقبت کنی.» اما در هر حال او چاره‌ای جز رفتن نداشت. او در نیوجرسی مترجم مادرش بود و در سیزده‌سالگی برای پرداخت شهریه مدرسه خصوصی‌اش، محصولات زیبایی و آرایشی می‌فروخت. او در زندگی‌اش هرگز خودخواه نبود؛ اما چگونه می‌توانست از این موقعیت چشم بپوشد و نرود؟

ادامه مطلب


شغل‌ شما چیست؟ چه موقع و چگونه تصمیم گرفته‎اید که کار کنونی‌تان را در پیش بگیرید؟ چرا این کار را انجام داده‎اید و کار دیگری انجام نمی‌دهید؟ آیا کاری هست که آرزو کنید کاش آن را طور دیگری انجام می‌دادید؟ و پرسش‎های دیگری از این دست...

این موارد پرسش‎هایی بودند که جوانی هجده‎ساله در کنار ساحل از من پرسید. من نیز کوشیدم به بهترین وجه ممکن به او پاسخ دهم و در فرصت پیش‌آمده اندرزهایی به او بدهم. در نهایت، او سپاسگزار و خشنود و خوشحال مرا ترک کرد؛ اما در بازگشت به خانه، به‎ناگاه احساس حزن‎ کردم. آن جوان، مرا به یاد ده سال پیش خودم انداخت. پیش خود گفتم: «ای‎ کاش در هجده‌سالگیِ من هم کسی بود که این حرف‎ها را به من می‎گفت.» بنابراین اکنون این موارد را با شما در میان می‎گذارم.

ادامه مطلب


انسان موجودی اجتماعی است و به‌طور معمول دوست دارد بیشتر اوقاتش را در کنار دیگران بگذراند. هریک از ما مایلیم دیگران تأیید و تشویقمان کنند و فردی را داشته باشیم که در مواقع خاص و بحرانی به او پناه ببریم. داشتن خانواده خوب و دوستان دلسوز بهشت را به‌راحتی برای ما فراهم می‌کند و گذر روزها را تسهیل می‌بخشد؛ بنابراین از اطرافیانتان سؤال کنید: «آیا از بهشتی که در آن به سر می‌برید رضایت دارید یا خیر؟!» بی‌شک از بیشتر آن‌ها پاسخ منفی دریافت خواهید کرد؛ زیرا آن‌ها خود را در بهشت احساس نمی‌کنند!

ادامه مطلب


پس از خواندن این مقاله، حتماً می‌گویید: «چرا که نه؟» و سپس به دنبال رؤیاهایتان می‌روید.

در ادامه، برای شما بیان می‌کنیم که چرا باید رؤیاهایتان را دنبال کنید.

1. حس توانمندی را در خود ارتقا دهید

کلید عزت‌نفس قوی در توانایی درک قدرت‌هاست. البته صحبت ما درباره قدرت نیست؛ بلکه بحث بر سر ایمان‌داشتن به توانایی‌های فردی است؛ زیرا تنها از این طریق است که می‌توان کارهای بزرگ را انجام داد و البته به موفقیت رسید. در اصل، منظور از قدرت همان اراده ما برای رسیدن به اهداف و پیشی‌گرفتن از پتانسیل واقعی خود است...

ادامه مطلب


در 27 نوامبر ۱۹۶۷ در شهر زیگن، در آلمان غربی، فرزند چهارم خانواده کرمانی چشم به جهان گشود. پدر و مادر ایرانی او این نوزاد پسر را «نوید» نامیدند تا نویدی برای آینده‌ای درخشان باشد.

نوید در پانزده‌سالگی، در مقام خبرنگاری محلی، همکاری‌اش را با روزنامه «وستفیله شوگونشاو» آغاز کرد. این فعالیت آغازی برای نوشتن نوید شد. همکاری با روزنامه‌های ملی و محلی آلمان، نوری در وجود وی شعله‌ور کرد تا به سوی هدفی والا بشتابد. نوید کرمانی که تابعیت ایرانی ـ آلمانی دارد در بین سال‌های 1996 تا 2000، با بخش پاورقی روزنامه پرفروش «فرانکفورتر آلگماینه زایتونگ» همکاری منظم و دائمی داشت. او تحصیلات خود را در رشته‌های فلسفه، شرق‌شناسی و تئاتر به ترتیب در کُلن، قاهره و بُن به‌اتمام رساند...

ادامه مطلب


در بسیاری از جنبه‌های زندگی، دانستن یک زبان خارجی به کمک شما می‌آید؛ از جمله در سفر، ارتباطات خانوادگی و حفظ سلامت روحی. البته این موارد تنها خوبی‌‌های یادگیری یک زبان جدید نیست. آیا می‌دانستید برخی از جالب‌ترین شغل‌ها را فقط می‌توانید با دانستن زبان دیگری پیدا کنید؟!

پیش از این‌که درباره ده شغل جالب در این رابطه بحث کنیم، اجازه دهید درباره مفیدترین زبان‌ها با شما به صحبت بپردازیم....

ادامه مطلب


بوی دود و آب و آتش می‌دهیم. سیاهی دود بر چهره‌مان نشسته و خستگی در چشمانمان موج می‌زند. در جدال با مرگی قریب، هر لحظه اضطراب و دلهره‌ را حس کرده‌ایم؛ اما همه را به جان و دل می‌خریم تا فقط لبخندی را ببینیم که در پس دیوارهای سوخته، خاکستری و خانه‌های آوارشده بشارت‌دهنده زندگی است؛ و همین برای ما کافی است.

آیا می‌دانید علت بزرگ‌ترین حادثه‌ها و حریق‌ها اشتباهی کوچک است؟!

هفتم مهرماه را به نام «آتش‌نشانی و ایمنی» نامیده‌اند؛ اما این روز فقط بهانه‌ای است تا ما به گرامیداشت انسان‌هایی از‌خودگذشته بپردازیم؛ انسان‌هایی كه از جان و آسایش‌ خود در راه پاسداری جان و آسایش ما می‌گذرند تا هریک در امنیت زندگی كنیم.

هدف از این نام‌گذارى آن است که مبحثِ «ایمنى» در کشور به فرهنگی جامع بدل شود. البته در کشور ما، بیش از ۱۶۰ سال از تأسیس اولین ایستگاه آتش‌نشانی در شهر تبریز می‌گذرد. این ایستگاه در سال ۱۲۲۱ شمسی تأسیس شد و نزدیک به هشتاد سال پیش نیز، اولین ایستگاه آتش‌نشانی در پایتخت افتتاح گردید....

ادامه مطلب


برخی اقدامات مردان در زندگی روزمره برای زنان نامطلوب و حتی نفرت‌انگیز است. نکته جالب آن‌که مردان حتی از این نکات آگاهی ندارند!

با خواندن این مقدمه، احتمالاً این فکر به ذهنتان می‌رسد: «خدای من! چه کار سختی! پس حتماً در زندگی‌ام باید تلاش و تمرکز زیادی به‌کار بگیرم تا بتوانم توجه زنی را به خود جلب نمایم.»

بله، جلبِ‌توجه واقعی یک زن کاری بسیار دشوار است؛ اما می‌توان از عهده آن برآمد؛ مگر این‌که شما بخواهید شانس مصاحبت با زن زیبای مورد‌ نظرتان را از دست بدهید!

ده اصل مهم زیر سبب بیزاری زنان از مردان می‌شود؛ بنابراین به شما توصیه می‌کنیم که‌ در رفتارهایتان آن‌ها را درنظر بگیرید.

ادامه مطلب


افرادی از یکدیگر می‌رنجند که از هم توقع داشته باشند و کسانی از هم توقع دارند که یکدیگر را دوست داشته باشند؛ بنابراین زن و شوهری که ازدواجشان بر پایه مهر و محبت بنا شده حق دارند بیش از دیگران از یکدیگر توقع داشته باشند و در نتیجه بیش از دیگران از هم برنجند. بدیهی است که رنجش، امری طبیعی است؛ اما باید مراقب باشیم رنجش خود را از همسرمان پوشیده نگه نداریم؛ زیرا رنجش‌های کوچک و جزئی، به‌تدریج در روح و روانمان انباشته می‌شوند؛ به‌طوری‌که جرقه‌ای می‌تواند آتش خشم بی‌پایان ما را شعله‌ور سازد. متأسفانه سرانجام چنین وضعیتی به‌هیچ‌وجه خوشایند نخواهد بود؛ چون ما داد و فریاد راه می‌اندازیم؛ بد و بیراه می‌گوییم؛ ناله و شیون و نفرین سر می‌دهیم و خلاصه همه‌چیز را به‌هم می‌ریزیم.

ادامه مطلب


شما نمی‌توانید زمان را نگه دارید و مسئول رفتار دیگران باشید؛ اما بیش از آنچه فکر کنید می‌توانید بر استرس خود غلبه کنید. مدیریت استرس به کنترل افکار، احساسات و شیوه زندگی شما برمی‌گردد. افراد از راه‌حل‌هایی متفاوت برای مدیریت استرس خویش استفاده می‌کنند. هرگاه احساس کردید استرس زندگی‌‌تان را فراگرفته، یعنی، زمان آن فرا رسیده که وارد عمل شوید و استرس خود را مدیریت کنید. این کار سبب می‌شود که آثار مخرب این پدیده در زندگی شما کاهش یابد.

ادامه مطلب


هریک از ما تصمیمات فراوانی در زندگی‌مان می‌گیریم؛ مانند این‌که باید چه‌کاری انجام دهیم، با چه کسی در ارتباط باشیم، نحوه برخوردمان با دیگران چگونه باشد و... این‌گونه موارد سبب برانگیخته‌شدن کنجکاوی اطرافیان می‌شود. اعضای خانواده، دوستان یا افراد غریبه بی‌شک ایده‌های فراوانی برای زندگی خود دارند. از این رو، با دیدن رفتارهای ما بر آن می‌شوند که ایده‌های خود را به ما عرضه کنند!

گاه اطرافیان از شما می‌پرسند: «تصمیمت چیه؟ تو زندگی‌ات کدوم راه رو انتخاب می‌کنی؟» اما شما مجبور نیستید به این سؤالات پاسخ دهید. هرچند شرایط گاه به نحوی پیش می‌رود که شما مجبور می‌شوید به سؤالات آنان جواب ‌دهید!...

ادامه مطلب


سال‌هاست که در سرزمین ما زنان جایگاه واقعی خود را شناخته و در مسیر رسیدن به مقام راستین زن گام‌هایی بزرگ برداشته‌اند. دیگر زمانه آن به سر رسیده که نقش بانوان محدود به فعالیت‌هایی شود که تنها در چهارچوب خانه انجام می‌شوند. امروزه زنان فراوانی توانسته‌اند توانایی‌های حقیقی جنس لطیف را به تمامی مردان دنیا ثابت کنند. امروز با یکی از زنان موفق و البته معرّف حضور خوانندگان مجله «راز» به گفتگو می‌نشینیم تا بار دیگر به همگان نشان دهیم یک بانو می‌تواند هم‌زمان با ایفای نقش همسری و مادری، قدم در راه موفقیت بگذارد و با بالارفتن از تک‌تک پله‌های نردبان کامیابی، از صفر به اوج پیشرفت و ترقی برسد. بدیهی است که وجود زنانی همچون «مهتاب علیمرادی» افتخاری بزرگ برای جامعه زنان محسوب می‌شود.

ادامه مطلب


اگر می‌خواهید اعتماد‌به‌نفس خود را بهبود ببخشید، نخست باید خودتان را بهتر بشناسید. سپس در مسیری تازه گام بردارید، به اقدامات جدید روی آورید و مسئولیت زندگی و آینده‌ خود را بپذیرید؛ همچنین توصیه‌های ما را در این مقاله عملی کنید....

ادامه مطلب


امکان خرید فایل PDF مجله راز با قیمت ارزان فراهم شد ، لطفا به قسمت فروش آنلاین مراجعه کنید .

همرازم، امروز من برای روزهایی که تاکنون زندگی کرده‌ام از خداوند سپاسگزارم؛ همچنین برای تمامی روزهایی که در پیش رو دارم از خداوند سپاسگزاری می‌کنم. (تا فردا و پیامی دیگر انرژی مثبت همرازان پشتیبان شماست.)

من کور هستیم

فقیری به در خانه‌ی خسیسی آمد و گفت: «شنیده‌ام که تو قدری از مال خود را نذر نیازمندان کرده‌ای. من بی‌نهایت فقیرم. به من چیزی بده.» خسیس گفت: «من مالم را نذر کوران کرده‌ام.» فقیر گفت: «من هم یک کور واقعی هستم، زیرا اگر بینا بودم، از در خانه‌ی خداوند به در خانه‌ی کسی مثل تو نمی‌آمدم.»

(تا فردا و درسی دیگر با ما همراه باشید.)

باز پاییز از راه رسید و طبیعت برگِ دیگری از رنگ‌های بِکر خود را رو کرد. اکنون درختانِ سرشار از برگ‌های زرد و سرخ و قهوه‌ای در انتظار وزش بادی هستند که شاخه‌هایشان را تکان دهد و برگ‌های رنگین آنان را در هوا به‌رقص درآورد. نسیم خوش‌عطر مهرماه بر چهره انسان‌ها می‌وزد و درونشان را سرشار از محبت پاییزی می‌کند. کودکان و نوجوانان در اونیفورمی متفاوت از پوشش تابستانی‌ خود راهی مدرسه می‌شوند و نیمی از روز را صرف بودن در محیط یادگیری و پرورش روحی می‌کنند. همه ‌چیز تغییر کرده است: درختان پوششی نو پیدا کرده‌اند، میوه‌های فصل کم‌کم نارنجی می‌شوند، روزها کوتاه شده‌اند و شب‌ها بلند؛ گویی طی چند روز همه چیز چرخشی متفاوت از قبل پیدا کرده و چقدر این تغییر لذت‌بخش و لطیف است.

چه بد بود اگر تمام فصول سال یکسان باقی می‌ماندند و چه شیرین است این‌که طبیعت برای انبساطِ‌خاطر ما مرتب برگی تازه از دفتر نقاشی خود را رو می‌کند؛ گویا طبیعت میزبانی است که از تمام ابعاد وجود میهمانان خود مطلع است و دقیق‌ترین هدایا را به آن‌ها تقدیم می‌کند.

و اکنون وقت یادگیری از این میزبان بزرگوار است. نگاهی به درختان این فصل بیندازید. برگ‌هایشان دیگر مانند سابق نیستند. یکی‌یکی به رنگ زرد و سرخ و قهوه‌ای درمی‌آیند و به‌تدریج با وزش اولین باد، رقص‌کنان از شاخه جدا می‌شوند و بر زمین می‌افتند تا طی فرایندی طولانی دوباره به خاک برگردند.

حال درخت می‌ماند بدون برگ‌های قدیمی، لخت و بی‌بار، تا خود را آماده باروری و رویاندنِ برگ‌های جدید کند. مدتی سبک‌شدن را حس می‌کند تا در ماه‌های بعدی، پذیرایی بهتر برای بار جدید باشد و این همان درسی است که ما باید از آن بیاموزیم.

همرازم، ما نیز باید افکار و ویژگی‌های کهنه و قدیمی‌مان را، که دیگر فایده‌ای برایمان ندارند، به‌تدریج از درون خود بزداییم و ذهنمان را از خاطرات ناخوشایند گذشته یا تجربیات ناامیدکننده زمان‌های قدیم تخلیه کنیم. سپس مدتی را در سکوت و آرامش فکری به‌سر ببریم تا به‌تدریج آماده پذیرفتن اهداف متعالی و بلندمرتبه جدید شویم. اگر به گذشته‌ها چنگ بزنیم و آن‌ها را به‌زور در درون خود نگاه داریم چگونه می‌توانیم فضایی خالی برای ظهور خوبی‌های جدید و بدیع فراهم کنیم؟ گذشته‌ها برگ‌هایی کهنه و پوسیده‌اند که ما باید آن‌ها را از شاخه‌های وجود خود بتکانیم و با آرامش‌گرفتن در مقطعی کوتاه، خود را مهیّای تولد زندگی جدید سازیم. مثل همیشه طبیعت درسی برای ما دارد و این‌بار درس پاییزیِ ما، زدودن گذشته‌ها و آماده‌شدن برای درآغوش گرفتن اهداف و تجربیات جدید است.

راز اول/14 چراغ سبز/15 15 پیام برای 15 روز/17 نقش‌های ماندگار/17 مدام بازخورد بگیریم/18 قوانین پیروزی/20 22، ساعت همدلی/22 فیل و مگس/23 پرونده بیمارستان رازی/24 من ساندرا هستم، یک دیوانه!/26 مردی که صنعت اسانس را در ایران بنا نهاد/28 شادی ابدی/30 موفقیت به سبک ناپلئون هیل/32 راه خوشبختی/34 زندگی‌نامه مولانا/38 دعوت از تمامی زنان: شروع کن! همین حالا! زود باش!/40 شغل‌یابی حرفه‌ای به روش مارک چرنوف/44 پول دوست داری؟/47 من از حرف مردم می‌ترسم/48 عملکرد متفکرانه به روش Emma/52 آرزوهای بزرگ/54 یک ایرانی که صدراعظم آلمان می‌شود/56 10 شغل جالب و پول‌ساز/60 کوایدان/62 من یک آتش‌نشان هستم/64 10 اصل تنفر زنان از مردان/68 ارتباط با فرشتگان/70 مذاکره زن و شوهری به روش دکتر کیهان‌نیا/72 قوانین آرامش به شیوه من/76 کودک منظم، آینده زیبا/78 من به کسی بدهکار نیستم/80 زندگی هوشمندانه/82 زنی برای تمام فصول/84 خاص باشید!/87 زندگی‌ات را خوب بساز/88 زندگی از دیدگاه پائولا دیویس/90 7 مرحله تا اعتمادبه‌نفس/92 جدول/93 مسابقه بهترین مقاله/94

 

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به مجله راز میباشد.

طراحی و توسعه توسط شرکت نرم افزاری ستاره درخشان توانا