اوایل سال جدید و تصمیمات‌تان را به‌خاطر بیاورید: «سیگار را ترک می‌کنم... لاغر می‌شوم و برای مثبت‌‌اندیشی تمرین بیشتری خواهم کرد.» اکنون به‌یاد آورید که چگونه به‌راحتی در طی شش روز تمامی خواسته‌های خود را فراموش کردید!

چرا رسیدن به هدف تا این اندازه سخت است؟ چون باید تصمیمی بسیار بزرگ و گاه ترسناک بگیرید و برای رسیدن به این خواسته عزم خود را جزم کنید؛ زیرا تصمیم‌گیری دوباره کاری بسیار سخت و کسل‌کننده است؛ اما چاره چیست؟ شما باید در مسیر رسیدن به هدف، یک پای خود را جلوتر از پای دیگر بگذارید. اگر می‌خواهید وزن کم کنید، همین الان به باشگاه بروید. اگر می‌خواهید مثبت‌نگر باشید، هر روز عبارات تأکیدی را تکرار کنید. اگر می‌خواهید سیگار را ترک کنید، از همین لحظه آدامس‌های مخصوص بجوید.

ادامه مطلب


گاه برخی تبلیغات را در تلویزیون می‌بینیم و پس از اتمام تیزر از دیگران می‌پرسیم: «تبلیغ چی بود؟!» یعنی آن‌قدر حاشیه
می‌روند، آن‌قدر شلوغ‌کاری می‌کنند و آن‌قدر غلو می‌کنند که کالا و هدف اصلی در این بین گم می‌شود! گاه در محله شما کسی زندگی می‌کند که هر روز یک مدل لباس می‌پوشد، هر روز یک کاری انجام می‌دهد و هر روز به شیوه خاصی رفتار می‌کند. به‌شکلی که برای شما این سؤال پیش می‌آید: «او چه‌کاره است؟ کیه؟ چیه؟»

ادامه مطلب


در فیزیک، قانونی به نام «سینرژی» وجود دارد که می‌گوید: ‌«انرژی کل، از مجموع انرژی اعضاء بیشتر است.» در شریعت، ما هم تأکید شده که دست خداوند با جماعت است. حال تصور کنید اگر انرژی ذهنی هزاران همراز، که شما هم یکی از آن‌ها هستید، کنار یکدیگر قرار بگیرد، چه انرژی عظیم و مثبتی تولید می‌شود!

مهم نیست شما اکنون در کدام کشور، شهر یا روستا و با چه فاصله‌ای از یکدیگر هستید، همین که همه ما با هم روی موضوعی تمرکز و دعا می‌کنیم و با هم همدل می‌شویم، انرژی‌هایمان در هستی همسو می‌شود و این سینرژی می‌تواند کارهایی شگفت‌انگیز انجام دهد. چه‌بسا افکار و انرژی مثبت شما در همین ماه، موجب ازدواج موفق و شیرین بسیاری از جوانان، گشایش کارها، تغییر و تحول مثبت جمعی، بهبود رابطه زوج‌ها، موفقیت تحصیلی و کاری و از همه مهم‌تر، شفای بسیاری از بیماران شود.

برای این منظور، ساعت 22 انتخاب شد تا با فراغت از شلوغی‌های روز، با دلی آرام، همدل و همراه هم شویم. پس وعده دیدار، هر شب رأس ساعت 22؛ بیست و دو یعنی با هم دعا کنیم.

اگر نیاز به دعا و همدلی همرازان دارید، خواسته‌تان را به شماره 300072000 پیامک کرده و در ابتدای پیام، عدد 22 را درج کنید.

ادامه مطلب


شاید در گذشته، افراد می‌توانستند در چندین رشته یا زمینه متخصص شوند؛ اما امروزه هر شغل یا رشته‌ای اطلاعات و دایره وسیع دانش مربوط به خود را می‌طلبد و همین امر سبب شده که دستیابی به تخصص در چندین زمینه به‌سختی میسر شود؛ بنابراین تمرکز بر روی یک مسئله به‌مراتب بهتر از پراکندگی در چندین شاخه مختلف است. منظور از تمرکز، شناسایی قسمت‌هایی از توانایی‌های شماست که در آن زمینه می‌توانید به بالاترین مهارت و قابلیت برسید؛ هرچند کم و کوچک. شما باید یک حرفه‌ را به‌طور تخصصی انتخاب کنید و برای بهترین‌شدن در آن، تمام نکات مهم و ضروری را کسب نمایید. باید بپذیرید که هیچ‌کس بهتر و توانمندتر از شما نیست. در واقع، افراد موفق، یک ‌رشته و حرفه را انتخاب می‌کنند. سپس با تمرکز کامل در آن زمینه، مهارت‌های ضروری را می‌آموزند و بدین ترتیب،‌ به موفقیت دست می‌یابند.

ادامه مطلب


«گوچی» لوگوی تجاری ایتالیا در صنعت مد، کالاهای چرمی، لباس و زیور‌آلات است، که به گروه گوچی تعلق دارد. در سال 1921، «گوچیو گوچی» این شرکت را تأسیس کرد و هم‌اکنون دفتر مرکزی آن در فلورانس ایتالیاست.

در سال 1898، گوچیو گوچی فلورانس ایتالیا را به مقصد لندن ترک کرد و برای مدتی، مدیریت هتلی را به‌عهده گرفت؛ اما در سال 1905، دوباره به ایتالیا برگشت و شروع به فروختن زین کرد و البته در این حرفه بسیار موفق بود. سپس مغازه‌ای باز کرد و در آن به فروش محصولات چرمی پرداخت.

ادامه مطلب


سال‌هاست که مردم اهل مطالعه ایران با اساتید بزرگ دانش روان‌شناسی مُدرن از جمله برایان تریسی، جک کنفیلد، آنتونی رابینز، زیگ زیگلار و سایرین آشنا شده‌اند؛ اما همچنان راهی طولانی برای شناختن استادان دانا و فرهیخته هم‌وطن خود در پیش دارند؛ استادانی گرامی که درصدد هستند مفاهیم موفقیت را با لحنی ایرانی و بومی به آنان تفهیم ‌کنند. در همین راستا، امروز می‌خواهیم یکی از این اساتید بزرگ و دانشمند را بشناسیم؛ فردی که با پشت سر گذاشتن مسیری طولانی، پیچیده و به چالش کشیدن توانایی‌های درونی و دشواری‌های بیرونی‌اش به بهشت موعود زندگی دست یافته و به مقصد تمام افراد فوق موفق راه یافته است. به مصاحبه با این استاد بزرگوار می‌نشینیم تا با خود ایشان و آموزه‌ها و تعالیم متعالی وی به‌خوبی آشنا شویم.

ادامه مطلب


شما هم دوست دارید ثروتمند شوید؟ به عقیده بسیاری از مردم، موفقیت در حوزه مالی فقط به شانس بستگی دارد؛ اما برای ثروتمند‌شدن راه‌های دیگری هم هست؛ از تغییر ذهنیت گرفته تا یادگیری‌های بیشتر. در ادامه، ده راهکار را به شما معرفی می‌کنیم تا با کمک آن‌ها به‌سرعت پول‌دار شوید.

ادامه مطلب


اگر به دنبال هنرپیشه‌ها، سیاستمداران و دیگر افراد مشهور باشید، حتماً متوجه شده‌اید که بسیاری از آن‌ها در میان چندین بادیگارد محاصره شده‌اند. البته این امر دلیل بسیار ساده‌ای دارد: در آن بیرون افرادی هستند که می‌خواهند به چنین اشخاصی آسیب برسانند. در نتیجه، بسیاری از افراد خوش‌سابقه و اسم‌ورسم‌دار تصمیم می‌گیرند که یک تیم امنیتی برای حفاظت از جان و مال خود استخدام کنند.

ادامه مطلب


با سلام، نمی‌دانم چقدر شجاعت و شهامت در وجود شما هست و آیا تنها زندگی می‌کنید یا در کنار خانواده هستید؛ اما اگر تنها زندگی می‌کنید، این داستان واقعی را نخوانید. البته اگر هم خواستید آن را بخوانید، کسی جلوی راهتان را سد نمی‌کند! به ‌هر حال من وظیفه دارم که این داستان واقعی را بنویسم. شاید برای بسیاری از افراد جالب و خواندنی باشد.

ادامه مطلب


ثروتمندترین مردمان تبریز در این روستا چه می‌کنند؟

طالقان، سرزميني است كه در طول تاريخ به سرزمين مردان معروف بوده و قدمتي به بلنداي تاريخ بشري دارد. پیش از آن‌كه اقوام آريايي وارد خاك ايران شوند اين قوم در اين سرزمين سكونت داشتند؛ همچنین تا قبل از حمله اسکندر در 331 سال ق‌.م کسی به آنان هجوم نیاورده و بر این منطقه نفوذ نیافته بود. علاوه بر این، آن‌ها پس از حمله اسکندر هم مستقل بودند.

«کنت کورث» تاريخ‌نگار برجسته مي‌نويسد:

«پس از آن‌که اسکندر پارس را غارت کرد و شهرهای بسیاری را ویران ساخت داخل ولایت "مردها" (طالقان) شد. این قوم دارای اخلاق و آداب خاص و مردمانی زحمت‌کش و دلیر بودند.»...

ادامه مطلب


من منوچهر سلطانی حسینی متولد سال 1315 در مشهد مقدس هستم و در دوران کودکی، در پشت باغ نادری، در محله‌ای تقریباً پایینِ ‌شهر زندگی کرده‌ام.

در سال 1339، با درجه ستوان دومی وارد خدمت شدم؛ اما در سال‌های بعد، پُست‌ها و مأموریت‌هایی سنگین را بر عهده گرفتم. متأسفانه خفقان خاصی در ژاندارمری وجود داشت که با اخلاق و نحوه تفکر من جور در نمی‌آمد. در آن‌جا، خیلی چیزها تحمیلی بود و این‌گونه مسائل آزارم می‌داد. به علت تَمَرُدی که داشتم استعفا دادم؛ اما استعفای من مورد قبول واقع نشد. به همین دلیل، در دادگاه نظامی محاکمه‌ام کردند و اتهاماتی به من زدند؛ اما مصمم بودم که از نظام بیرون بیایم. پدرم هم از دنیا رفته بود و دیگر در قید ایشان نبودم. آخر در زمان ما پدر‌سالاری بود و حرف پدر مانند آیه قرآن تلقی می‌شد. البته اطاعت از او نه از سر اجبار، بلکه از روی احترام بود؛ چون رضایت او برای ما بسیار اهمیت داشت. مادر همیشه بر این احترام تأکید داشت و می‌گفت: «هرچه پدرتان می‌گوید حتماً درست است.»

ادامه مطلب


گاه برخی افراد سبب ناراحتی شما می‌شوند و کاسه صبرتان را لبریز می‌کنند. به عبارت ساده، اجازه نمی‌دهند که شاد باشید؛ اما شما نیاز دارید زندگیِ شادی داشته باشید و ذهنتان را به‌سمتِ خوشحالی سوق دهید؛ کاری که البته بسیار هم ساده است.

از نظر من، شش عادت غلط، شادی را از زندگی انسان می‌گیرد. به همین دلیل، در ادامه، آن‌ها را با شما به اشتراک می‌گذارم. زیرا خودم همواره دوست دارم اقداماتی مثبت انجام دهم و از شما هم می‌خواهم که اجازه ندهید عادات مخرب زندگی‌تان را نابود کند.

ادامه مطلب


تنها چیزی که شما، همسر یا فرزندتان به آن نیاز دارید عشق نیست؛ احترام هم نیازی اساسی برای شماست.

اگر از من می‌پرسیدید: «آیا والدینم مرا دوست داشتند یا نه؟» مکث می‌کردم و به فکر فرو می‌رفتم. در خانواده ما، عشق فقط واژه‌ای بود که در پایان نامه‌های دوستانه به کار می‌رفت. در حقیقت، ما به‌ندرت این واژه را با صدای بلند تکرار می‌کردیم. واقعیت آن است که ما زیاد همدیگر را در آغوش نمی‌گرفتیم یا نمی‌بوسیدیم. به همین دلیل، زمانی‌که زادگاهم را ترک کردم و وارد فرهنگی متفاوت شدم نگاهم در این باره تغییر کرد. در فرهنگ جدید، می‌دیدم که مردم هنگام احوالپرسی و خداحافظی همیشه یکدیگر را در آغوش می‌گیرند و می‌بوسند؛ چه فرد مقابلشان را واقعاً دوست داشته باشند یا نه. در نتیجه، پی بردم که روش زندگی من طبیعی نبوده است. هنوز هم وقتی به گذشته فکر می‌کنم احساس بدی به من دست می‌دهد.

ادامه مطلب


علاقه وافر من به فروشندگی و کسب‌وکار ریشه در دوران کودکی‌ام دارد. شاید یکی از مهم‌ترین دلایل من برای روی‌آوردن به این کار، خرید و فروش پدرم بود. پدرم شغل آزاد داشت و من در کودکی شاهد کاری بودم که ذهنم را به سؤال وامی‌داشت. در دوران ابتدایی، مدرسه ما با برپاکردن نمایشگاه‌های فصلی تشویقمان می‌کرد تا کارهای دستی و ساخته‌های خود را برای فروش در نمایشگاه عرضه کنیم. عروسک‌های پارچه‌ای کوچک و دستبندهای رنگارنگ بیشترین وسایلی بودند که درست می‌کردیم و می‌فروختیم. پولی که در ازای فروش کارهایم می‌گرفتم زیاد نبود؛ اما آن‌قدر این کار برایم جذابیت داشت که تا زمان برپایی نمایشگاه بعدی لحظه‌شماری می‌کردم.

ادامه مطلب


«آکیو موریتا» در سال 1921 در شهر ناگویای ژاپن در خانواده‌ای مقتدر و متمول زاده شد. پدرش انتظار داشت که او در مقام فرزند بزرگ خانواده پای در راه او گذارد و تجارتخانه وی را در حرفه صنایع نوشیدنی اداره کند؛ اما «آکیو» از همان کودکی به وسایل الکتریکی و صوتی علاقه‌مند بود و دوست داشت که بداند اشیا چگونه کار می‌کنند. رؤیای او ساختن یک گرامافون الکتریکی بود. به همین دلیل، رشته فیزیک را در دانشگاه اوزاکا برگزید.

ادامه مطلب


هر زنی که به شوهرش علاقه دارد بی‌شک مایل است ملکه زندگی او باشد و رفیع‌ترین جایگاه را در قلب همسرش به‌دست آورد. با وجود این، زنان بسیاری را می‌بینیم که با مرد محبوبشان ازدواج کرده‌اند، اما برخلاف تصورشان، در میانه راه زندگی به مشکل برخورده‌اند. در این موارد، بیشتر خانم‌ها تقصیر را به گردن بختِ بد و انتخاب اشتباه می‌اندازند و به هر طریقی که شده شوهر را مقصر قلمداد می‌کنند؛ در‌حالی‌که بیشتر این مشکلات با کمی سیاست‌ و روابط بهتر و انسانی حل‌شدنی است. بی‌شک شما هم از آن دسته خانم‌ها هستید که دوست دارید زندگی زناشویی‌تان را به بهترین نحو ممکن حفظ کنید و رابطه خود و همسرتان را به اوج تعالی برسانید؛ بنابراین به نکات زیر توجه کنید و آن‌ها را در زندگی‌ خود به کار ببندید.

ادامه مطلب


امکان خرید فایل PDF مجله راز با قیمت ارزان فراهم شد ، لطفا به قسمت فروش آنلاین مراجعه کنید .

همرازم، امروز من دست کمک به سوی زندگی و کائنات دراز می‌کنم و خواسته‌هایم را به او می‌گویم. او نیز همه‌چیز را برایم مهیا خواهد کرد. در این راه، خداوند پشتیبان من است. (تا فردا و پیامی دیگر انرژی مثبت همرازان پشتیبان شماست.)

تغییر کن

مردی زیر باران از روستایی کوچک می‌گذشت که خانه‌ای را در حال سوختن دید. در آن میان مردی را دید که وسط شعله‌ها در اتاق نشیمن نشسته بود. مسافر فریاد زد: «آهای! خانه‌ات آتش گرفته است.» مرد جواب داد: «می‌دانم.» مسافر گفت: «پس چرا نمی‌آیی؟» مرد گفت: «آخر بیرون باران می‌آید. مادرم همیشه می‌گفت که اگر زیر باران بروی، سینه پهلو می‌کنی!»

نکته: زندگی یعنی تغییر و وقتی چیزی در حال تغییر نیست، یعنی زنده نیست. هر موجود زنده‌ای حرکت می‌کند و همه‌چیز در همین خلاصه می‌شود. حتی سنگ هم حرکت می‌کند. اگر میکروسکوپی را روی سنگی قرار دهیم و به ساختار مولکولی آن نگاه کنیم، در مقیاسی کوچک‌تر، کاینات را درآن می‌بینیم که ویژگی جالبی را به نمایش می‌گذارد و به واسطه‌ی آن درمی‌یابیم همه‌چیز در حال تغییر است. تغییر همان است که هست و هیچ راهی برای تغییر آن نیست. آنچه تغییرپذیر است، نحوه‌ی برخورد شما و آنچه تغییر نمی‌کند، آن است که همه‌چیز همواره در حال تغییر است!

(تا فردا و درسی دیگر با ما همراه باشید.)

هرگاه اسم پینوکیو به میان می‌آید بیشتر ما یاد آدمکی چوبی می‌افتیم؛ آدمکی که هرگاه دروغ می‌گفت دماغش دراز می‌شد و تا وقتی به دروغش اعتراف نمی‌کرد نمی‌توانست از دست آن بینی بلند نجات پیدا کند! اما ماجرای پینوکیو چیزی به‌مراتب بیش از این‌هاست. پینوکیو آدمکی چوبی بود که در میان دنیای آدم‌ها گیر افتاده بود. او باید به مدرسه بچه‌های عادی می‌رفت و به‌طبع دوست داشت که با آن‌ها هم‌بازی شود و احترام هم‌کلاسی‌هایش را جلب کند؛ اما او بدنی متفاوت داشت و به همین دلیل، به شرایطی سخت و ناگوار دچار شده بود و همواره از این بابت ناراحت بود. نجاری پیر یا همان پدر ژپتو او را از چوب درست کرده بود؛ اما پینوکیو می‌خواست مانند سایر بچه‌ها صاحب بدنی از جنس گوشت و خون شود. خواسته‌ای که شاید از دید هرکس غیر از خودش غیرممکن می‌آمد؛ اما در هر صورت این هدف پینوکیو بود و او در هیچ شرایطی نمی‌توانست بودن در قالبی متفاوت از سایر بچه‌ها را بپذیرد.

روزگار می‌گذشت و دوستان دغل‌کار و حقه‌باز پینوکیو وی را تحریک می‌کردند تا به‌سمت کارهای اشتباه برود. پینوکیو هم مانند هر فرد دیگری زیاد فریب می‌خورد و مرتکب اشتباهات فراوان می‌شد؛ اما هرگز اشتیاق درونی‌اش برای داشتن جسمی شبیه دیگران خاموش نشد. از آن‌جا که برای رفع هر تشنگی آبی وجود دارد پری مهربانی پیدا شد و راه را به او نشان داد. پری به پینوکیو گفت: «باید تمام عادات بد را کنار بگذاری و فقط به انجام‌دادن کارهای خوب بپردازی.» این کار برای پینوکیو سخت و دشوار بود؛ اما رسیدن به هدف همانند نفس‌کشیدن برایش حیاتی می‌نمود. به همین دلیل، هرگز خواسته‌اش را رها نکرد. او آن‌قدر کارهای درست و نادرست انجام داد تا سرانجام مسیر درست را یافت و با انجام‌دادن تلاش‌ها و فداکاری‌های زیاد به خواسته خود رسید؛ از جسمی چوبی گذر کرد و به بدنی انسانی دست یافت و برای همیشه نجات پیدا کرد.

همرازم، نگاهی دوباره به زندگی‌ات بینداز. شاید دریابی ما نیز گاه پینوکیوهایی چوبی هستیم که در شرایطی مخالف خواسته‌ درونی‌‌مان گیر می‌افتیم. در عین حال، فقط تعداد اندکی از ما همانند پینوکیو همت می‌کنیم و تا رسیدن به هدف از پا نمی‌نشینیم. نارضایتی از قالب کنونی، تلاش برای شکستن آن و دستیابی به سطوحی متفاوت از زندگی چیزی نیست که در ذهن تمامی افراد بگنجد؛ اما عده‌ای از سختی‌های میان راه نمی‌ترسند، کمر همت می‌بندند و با وجود حرف‌های ناامیدکننده و رنگ‌آمیزی‌های فریبکارانه دیگران، همچنان قدرتمندانه به پیش می‌روند. آن‌ها بارها و بارها زمین می‌خورند و مایه تمسخر دیگران قرار می‌گیرند؛ اما لحظه‌ای عشق رسیدن به هدف را فراموش نمی‌کنند و بدین ترتیب هرگز عقب نمی‌کشند. آن‌ها سرانجام پری مهربان خود را می‌یابند که مسیر رسیدن به خواسته را به آن‌ها نشان می‌دهد و در سختی‌های راه یاری‌شان می‌کند.

شما هم مانند پینوکیو باشید و از رسیدن به خواسته‌های بزرگ خود دست برندارید؛ حتی اگر بارها زمین خوردید و دستخوش دشواری‌های بزرگ قرار گرفتید، باز هم امیدوارانه در پی‌یافتن راهی برای نجات باشید. تبلور هدف و محقق‌شدن خواسته در همین نزدیکی‌ها جریان دارد.

راز اول/14 چراغ سبز/15 5 قانون غول‌شدن/17 برند شوید/18 من چگونه ثروتمند شدم؟/20 22، ساعت همدلی/22 GREAT WISH/23 پرونده عجیب‌ترین روستای ایران!/24 متخصص شغل خودت باش/26 از رانندگی تاکسی تا بنیان‌گذاری شامپو بس/28 ده راز کارآفرینان بزرگ/30 GUCCI/32 SAN JOUAN LAW/34 نه «بدشانسی»، نه «خوش‌شانسی» بلکه «خودشانسی» مسئله این است!/36 مصاحبه اختصاصی «راز» با دکتر سیدحمیدرضا محتشمی/40 R.A.P.Music/44 MONEY THE WAY AMY JOHNSON/46 14 روش برای بهترکردن زبان بدن/48 SARA BLAKELY/50 AMANCIO ORTEGA/51 چگونه به‌عنوان یک بادیگارد استخدام شویم؟/52 دروغ‌های زندگی/55 کودکی که در قبر متولد شد!/56 چگونه مهریه خود را بگیریم؟/59 خاطرات یک کارتن‌خواب/60 عادت‌های دکتر مارکوس/62 عشق به شیوه PETER GRAY/64 سیاه‌پوستی که اسطوره شد/66 سفرهای گالیور/70 زیر و بم خانه‌داری برای هر خانه‌داری!/72 چگونه فروشنده تلگرامی و اینترنتی شوم؟/74 مصاحبه با مسیح میرحسینی/77 پیروزی به شیوه بنیان‌گذار سونی/80 «من» کجایی؟!/83 مصاحبه با حسین کاشانی/84 شوهرت را شیفته خود کن/88 بدون اقدام، تغییر بی‌تغییر/90 جدول/93 مسابقه بهترین مقاله/94

 

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به مجله راز میباشد.

طراحی و توسعه توسط شرکت نرم افزاری ستاره درخشان توانا