حتماً شما هم افرادی را دیده‌اید که همواره بزرگ‌ترین افتخارشان دوستی‌کردن با فلان فرد مشهور، ثروتمند یا موفق است؛ حتی گاه در حضور جمع، برای اثبات این ادعا به‌طور مستقیم با آن فرد تماس می‌گیرند و بسیار صمیمانه گفتگو می‌کنند! این افراد کلکسیونی از انسان‌های موفق و خاص در اطرافشان دارند؛ ولی با نگاهی به روزگار، امور شغلی و زندگی آن‌ها متوجه می‌شویم که ذره‌ای از ویژگی‌های افراد موفق را به ارث نبرده‌اند و از آن‌ها هیچ یاد نگرفته‌اند! البته شاید این‌ رفتارها تا حدی به شغل و حرفه آن‌ها بدل شده باشد یا عادت کرده‌ باشند که تمام انرژی خود را صرف برقراری ارتباط با آدم‌های خاص کنند! در این میان نکته‌ای جالب وجود دارد؛ حتی بسیاری از همین آدم‌های خاص هم به تعداد این تیپ افراد، آدم موفق و معروف نمی‌شناسند!

ادامه مطلب


چند سال پیش، به مقاله‌ای برخوردم که می‌گفت: «با پرسیدن ۲۷ سؤال می‌توانید عاشق شوید!» جالب است، نه!؟

برای مثال، پرسش شماره ۱۹ می‌گفت: «اگر به شکلی جادویی می‌توانستی یک ویژگی جدید به‌دست بیاوری، چه چیزی را انتخاب می‌کردی؟» یا پرسش ۲۲ می‌گفت: «آخرین موضوعی که برایش گریه کردی، چه بود؟» یا پرسش آخر که درباره شیوه ابراز علاقه فرد سؤال می‌کرد؛ چیزی که به‌طور معمول هیچ‌‌یک از ما در همان ابتدای آشنایی درباره‌اش حرف نمی‌زنیم.

در همان سال‌ها، فرصتی پیش آمد تا برای اولین‌بار، این مورد را بر روی خودم امتحان کنم و ببینم آیا واقعاً جواب می‌دهد یا نه! از این رو، فردی را برای پرسیدن پرسش‌هایم انتخاب کردم که تا حدودی یکدیگر را می‌شناختیم و در حقیقت، انتظار نداشتم عاشق یکدیگر شویم؛ اما شدیم!

ادامه مطلب


در فیزیک، قانونی به نام «سینرژی» وجود دارد که می‌گوید: ‌«انرژی کل، از مجموع انرژی اعضاء بیشتر است.» در شریعت، ما هم تأکید شده که دست خداوند با جماعت است. حال تصور کنید اگر انرژی ذهنی هزاران همراز، که شما هم یکی از آن‌ها هستید، کنار یکدیگر قرار بگیرد، چه انرژی عظیم و مثبتی تولید می‌شود!

مهم نیست شما اکنون در کدام کشور، شهر یا روستا و با چه فاصله‌ای از یکدیگر هستید، همین که همه ما با هم روی موضوعی تمرکز و دعا می‌کنیم و با هم همدل می‌شویم، انرژی‌هایمان در هستی همسو می‌شود و این سینرژی می‌تواند کارهایی شگفت‌انگیز انجام دهد. چه‌بسا افکار و انرژی مثبت شما در همین ماه، موجب ازدواج موفق و شیرین بسیاری از جوانان، گشایش کارها، تغییر و تحول مثبت جمعی، بهبود رابطه زوج‌ها، موفقیت تحصیلی و کاری و از همه مهم‌تر، شفای بسیاری از بیماران شود.

برای این منظور، ساعت 22 انتخاب شد تا با فراغت از شلوغی‌های روز، با دلی آرام، همدل و همراه هم شویم. پس وعده دیدار، هر شب رأس ساعت 22؛ بیست و دو یعنی با هم دعا کنیم.

اگر نیاز به دعا و همدلی همرازان دارید، خواسته خود را به شماره 300072000 پیامک کرده و در ابتدای پیام، عدد 22 را درج کنید.

ادامه مطلب


ما تقريباً می‌توانیم به تمام خواسته‌های خود برسيم؛ البته به شرط آن‌که به اندازه کافی و به مدت کافی تلاش کنيم. از سوی دیگر، پس از تعیین هدف، بايد به خودمان انگيزه دهیم.

تاکنون با يک کودک بازی کرده‌ايد؟ يعنی، ماشاءالله اين بچه‌ها جانی دارندها! ماشاءالله! هرقدر هم که با آن‌ها بالا و پايين بپری و کشتی بگيری و آواز بخوانی، خسته نمی‌شوند!

ديديد وقتی يک بستنی می‌خواهند دويست‌بار می‌گويند: «بستنی! بستنی! بستنی! بستنی! بستنی! بستنی! بستنی! بستنی!» اگر يک هفته قبل به آن‌ها بگوييد: «شنبه تو را می‌برم پارک.» از ساعت شش صبح شنبه بيدارت می‌کنند که برويم پارک! اگر به آن‌ها قول بدهید: «اگر سه روز اتاقت را مرتب نگه داری، در عوض فلان کارتون را برایت می‌خرم.» در کمال تعجب می‌بینید که اتاقشان منظم و مرتب می‌شود!

ادامه مطلب


بهشتی رفت، مطهری رفت، امام هم رفت. روزی به بهشتی گفتی: «با این همه تهمت چطور کنار می آیی؟»

بهشتی آهی کشید و جواب داد: «آسیاب به نوبت برادر، نوبت شما هم می شود.»

و آسیاب چرخید و نوبت به شما هم رسید.

گویی همواره مردمانی هستند که همچون دوران امیرکبیر آماده فراموشی اند.

ادامه مطلب


کاری موفق می‌شود که در زمان مناسب و در مکان مناسب عرضه شود.

این موضوع یکی از مهم‌ترین کلیدواژه‌های زندگی و کسب‌وکار موفق است که همواره باید آن را مد نظر داشته باشیم. متأسفانه عده‌ای از ما انسان‌ها با فراموش‌کردن «اصل به‌موقع‌بودن» بسیار جلوتر از زمان فکر می‌کنیم و انرژی فراوانی هم برای این کار می‌گذاریم؛ اما وقتی محصول یا نتیجه کارمان به‌دست می‌آید، در بهت و حیرت فرو می‌رویم و متوجه می‌شویم محیطمان ظرفیتِ پذیرش آن تفکر یا محصول را ندارد. در واقع، اگر ما ایده و فکری جدید داریم، به این معنا نیست که این فکرِ خوب الزاماً به‌سرعت به محصول یا خدمتی پُرفروش بدل خواهد شد. از این رو، اگر آن مفهوم از شرایط فعلی پیرامونمان بسیار جلوتر و به‌روزتر باشد، گاه آن نتیجه مطلوب حاصل نخواهد شد. دقیقاً به همین دلیل است که در خاطرات برنامه‌نویسان و طراحان تلفن همراه این‌طور می‌خوانیم: «ما سیستم تلفن‌های همراه هوشمند را چندین سال پیش طراحی کرده بودیم؛ اما در آن زمان، محیط پذیرش این مسئله را نداشت. به همین دلیل آن را عرضه نکردیم و زمان عرضه آن را در بازار به سال‌های بعد موکول نمودیم.»

ادامه مطلب


هرگاه به گذشته برمی‌گردم و به فرصت‌های طلایی ازدست‌رفته‌ام فکر می‌کنم، دلم می‌خواهد فریاد بزنم. بعد هم به کارهای به‌ظاهر نشدنی و غیرممکنی فکر می‌کنم که با روش‌هایی بسیار ساده می‌توانستم‌ انجامشان بدهم. دلم می‌گیرد. با خود نجوا می‌کنم و گاه هم افسوس می‌خورم که ای‌ کاش زودتر راه تحقق‌یافتن رؤیاهایم را پیدا کرده بودم و با رسیدن به سرزمین آرزوهایم، احساس خوشبختی بیشتری می‌کردم، بیشتر از زندگی‌ام لذت می‌بردم و احساس رضایت درونی را با شادی ماندگارِ زندگی، زندگی می‌کردم؛ ولی وقتی عمیق‌تر درباره گذشته می‌اندیشم و آن را در کنار وضعیت کنونی‌ام قرار می‌دهم درمی‌یابم موقعیت‌های امروزی و دارایی‌های ارزشمند کنونی‌ام ثمره پشت سر گذاشتن راه‌های پر‌پیچ‌وخم گذشته است. شب و روزهای سخت و نفس‌گیری که فکرکردن به آن‌ها را حتی برای لحظه‌ای هم دوست ندارم؛ اما در هر حال مهم وضعیت امروز است و مهم‌تر فردایی روشن‌تر و از هر دوی این‌ها مهم‌تر، در اختیار دیگران قرار‌دادنِ تجربیات و دستاوردهایی که به‌راستی ارزشی بالاتر از طلا دارند. در اصل، همین دارایی‌هاست که انسان‌های معمولی را به افرادی ثروتمند تبدیل می‌کند.

ادامه مطلب


تاکنون برای ‌تک‌تک ما پیش‌آمده که از دوستان و آشنایانمان بشنویم: «من هیچ باوری به قانون جذب ندارم و این موضوع تلقین و فریب‌دادن ذهن است!» شاید هم برای بعضی‌ها پیش آمده باشد که پس از خواندن چند‌باره کتاب‌هایی درباره این قانون، باز هم به نتیجه دلخواه نرسیده‌اند. در نتیجه به‌کلی بی‌خیال این ماجرا شده‌اند.

گاه یکی از دلایل اصلی‌ این امر خودِ مترجم است؛ زیرا در بسیاری از موارد فرد مترجم آگاهی چندانی از موضوع جذب ندارد و همین امر باعث می‌شود متنی مشمئز‌کننده در اختیار مخاطب قرار بگیرد؛ اما دلیل دیگر، وجود باوری غلط در میان مردم است که قانون جذب را با داستان‌های پریان و غول چراغ جادو اشتباه گرفته‌اند! این نحوه تفکر باعث می‌شود ذهن خواننده به‌درستی متوجه مفهوم اصلی نشود. در نهایت هم اشکال از جایی آغاز می‌شود که ما فراموش می‌کنیم در کنار قانون جذب، قانون‌ها و راهکار‌های دیگری هم وجود دارد و مجموعه آن‌ها در کنار یکدیگر باعث فعال‌شدن قدرت جذب می‌شوند.

ادامه مطلب


به‌راستي معناي دقيق كلمه «زيرك» چيست؟

زيرك‌بودن با داشتن IQ يا بهره هوشي بالا متفاوت است. بارها ثابت شده كه داشتن IQ یا بهره هوشي بالا به معني زيرك‌بودن نيست. در اصل، بهره هوشي ثابت مي‌ماند و ما به همان ميزان كه در پانزده‌سالگي ياد مي‌گرفتيم در پنجاه‌سالگي هم قدرت يادگيري داريم؛ اما براي زيرك‌بودن هوش به‌تنهايي كافي نيست! زیرا در درون هر فرد زيرك نوعي خويشتن‌شناسي وجود دارد که همواره در حال رشد و توسعه است. این افراد سريع و به‌جا عمل می‌كنند. آن‌ها آمادگي ذهني دارند و باهوش و زرنگ هستند؛ ظاهري تأثيرگذار، تميز و آراسته دارند و از نظر اجتماع برازنده‌اند؛ همچنین فرهيخته، با‌فرهنگ، به‌روز و پُر‌جذبه‌اند. در مجموع، زيركي مجموعه‌ای كامل از بسياري ويژگي‌هاي شخصيتي است كه به‌شکلی يكپارچه و با تأثير فرد بر دنياي پيرامونش، خود را ابراز مي‌كند. 

ادامه مطلب


افکار ما چه مثبت و چه منفی، همیشه به بخشی از وجود ما تبدیل می‌شوند و بی‌شک هریک از ما هم دوست داریم که بهترین خود باشیم و حق تک‌تک ما بهره‌مندی از شکوفاترین و درخشان‌ترین زندگی است؛ پس چرا هنوز هم جمع‌آوری نگرش‌های مثبت برایمان دشوار است؟ در واقع، گاه با‌تجربه‌ترین و آگاه‌ترین افراد هم برای داشتن طرز فکر مثبت و حفظ آن باید تلاش کنند. دلیل اصلی این اتفاق چیست؟!

ادامه مطلب


کابوسی که باور آن برایتان غیرممکن است با توده بسیار کوچکی به واقعیت تبدیل می‌شود و این اتفاق برای من افتاد. یک شب وقتی کف انگشتانم را به‌صورت دورانی روی سینه‌ام می‌چرخاندم، ناگهان زیر انگشتان دستم توده‌ای را احساس کردم. از کِی آن توده در آن‌جا رشد کرده بود؟ با خودم فکر کردم احتمالاً مسئله زیاد مهمی نیست؛ چون آخرین‌باری که سینه‌هایم را معاینه می‌کردم متوجه مشکلی نشده بودم؛ اما پس از مراجعه به پزشک مشخص شد که این توده به‌ظاهر بی‌اهمیت سرطان سینه است و سرطان سینه‌ام مراحل اولیه را گذرانده است؛ بنابراین تحت عمل جراحی قرار گرفتم و جراح توموری را به اندازه یک حبه انگور از بدنم خارج کرد!

ادامه مطلب


آن روزها لندن ناآرام بود. چهارستون بدن بریتانیای کبیر می‌لرزید و اهالی مغرور «سرزمین از‌خود‌متشکرها» شب را با ترس و لرز صبح می‌کردند. عجیب است! «اسکاتلندیارد» که همان پلیس مدعی و پرسروصدای قدیم بود و تبهکاران انگلیسی هم که باهوش‌تر و خطرناک‌تر نشده بودند، پس ماجرا چه بود؟! همه حادثه زیر سر آقای دکتری بود که به‌جای طبابت مشغول کتابت بود و با نوشتن داستانی پلیسی، شهره شهر و ضامن امنیت یک کشور شده بود! دکتری که نامش «آرتور کانن دویل» بود.

ادامه مطلب


زندگی چیزی نیست جز فهم و درک ما؛ زندگی با تمام بالا و پایین‌هایش، با تمام شور و هیجانش به اندازه فهم و درک هرکس به او می‌بخشد. در این دنیا، هیچ‌چیز ما را محصور و محدود نمی‌کند، مگر افکار و باورهای ذهنی‌مان.

اکنون سؤالی از شما دارم: «تاکنون هنگام بروز مشکل، تلاش کرده‌اید فاصله میان رخداد تا یافتن راه‌حل را محاسبه کنید؟»

روزی دو جوان نزد استادی رفتند و از او پرسیدند: «فاصله بین دچار‌شدن تا یافتن راه‌حل هر مشکل چقدر است؟» استاد اندکی تأمل کرد و گفت: «فاصله مشکل هر فرد و راه نجات او از آن مشکل به ‌اندازه فاصله زانوی او تا زمین است!» آن دو جوان گیج و آشفته بیرون آمدند و در بیرون مدرسه با هم به بحث و جدل پرداختند.

ادامه مطلب


من جلیل تواضع 80 سال پیش در سال 1315 در محله احراب به‌دنیا آمدم. سه برادر و سه خواهر دیگرم نیز متولد تبريز و همین محله هستند. پدربزرگم يكي از باغداران بزرگ تبريز بود و در باغ‌هاي او محصولات متنوعي كشت مي‌شد، از ميوه‌هاي درختي نظير سیب، زردآلو، هلو و آلبالو گرفته تا صیفی‌جاتی مانند هندوانه، خربزه و نظاير آن‌ها. باغ‌هاي پدربزرگ محصولات فراواني داشتند؛ اما افق دید پدرم متفاوت با پدرش بود. او می‌خواست پیشه‌ای را برگزیند که در آینده‌های دور هم رشد و پیشرفت داشته باشد. کشاورزی و باغداری نیازمند زحمت فراوان و لطف خداوند و طبیعت بود و با توجه به وضعيت فصل‌ها و منابع آبي و اتفاقات طبيعي، ميزان كشت متغير بود. همين تفكرِ پدر زمينه‌اي شد تا او كسب‌وكار ديگري را براي خود انتخاب کند؛ کسب‌وکاری كه از قضا به محصولات كشاورزي وابسته بود؛ اما در اصل، آن‌ها را فرآوري می‌کرد و در نتیجه، نگهداري از محصولات را آسان‌تر می‌نمود. خشكبار روشی جديدي از نگهداري محصولات كشاورزي بود كه هم عمر محصول را بيشتر مي‌كرد و هم مشتريان جديدي را براي تهیه كالايی تازه براي خود دست‌وپا مي‌‌نمود.

ادامه مطلب


در جلسات مشاوره، به بررسی مبحث حافظه پرداختم و از همان ابتدا دریافتم که ارزیابی هر فرد در زندگی، ناشی از نگرش عمیق و البته طبیعی اوست.

اگر از فردی بخواهیم یکی از خاطرات پیش از هشت‌سالگی‌اش را به‌‌یاد بیاورد، او با مشکل مواجه می‌شود؛ زیرا در بیشتر موارد، این دوران اهمیت چندانی برای افراد ندارد. از این رو، به‌طور معمول، ذهن خاطره چندانی از آن دوران ثبت نمی‌کند. در واقع، زمانی اولین خاطرات در گستره حافظه شخص شکل می‌گیرند که فرد حرف‌های اطرافیانش را به‌طور جدی گوش می‌کند. این امر واقعیتی است که درک آن را مدیون روان‌شناسی ونیزی به نام «آلفرد آدلر» هستیم. او بیش از صد سال پیش این موضوع را مطرح کرد.

ادامه مطلب


چندین سال است که موج مهاجرت، کشورهای خاورمیانه و از جمله کشور ایران را فرا گرفته است. همه به‌ دنبال بهشت موعود قصد دارند خاک خود را ترک کرده و رحل اقامت در اروپا، آمریکا، کانادا و این اواخر کشور استرالیا بیفکنند. دلیل مهاجرت‌ها هم متفاوت است: یکی می‌خواهد برود درس بخواند، دیگری می‌خواهد کار کند و رفاه بیشتری پیدا کند، سومی می‌خواهد در کشوری باشد که آزادی بیشتری داشته باشد و در نهایت هم عده‌ای به‌دنبال امنیت بیشتر هستند.

ادامه مطلب


این روزها در دنیای کسب‌و‌کار و اقتصاد، به‌طور مکرر به واژه کارآفرینی برمی‌خوریم؛ اما مفهوم واقعی این واژه چیست؟ فرد کارآفرین با مدیر یا صاحب کسب‌و‌کار چه تفاوت‌هایی دارد؟

اگر از ده تن معنای کارآفرینی را بپرسید، بی‌شک ده پاسخ متفاوت می‌شنوید. البته بیشتر افراد صاحبان کسب‌و‌کار را کارآفرین می‌نامند؛ اما لزوماً هرکس که صاحب کسب‌و‌کار باشد، نگرش کارآفرینی یا ویژگی‌های لازم برای رونق آن کسب‌و‌کار را ندارد.

در این زمینه، جان هاگل، مؤسس و رئیس مرکز تحقیقاتی دلویت، تعریفی مناسب ارائه می‌کند که جوهر کارآفرینی را در خود جای داده است. از دیدگاه او، کارآفرین کسی نیست که می‌خواهد در سریع‌ترین زمان ثروت زیادی به جیب بزند؛ بلکه فردی است که فرصت ارزش‌آفرینی را می‌بیند و برای سرمایه‌گذاری روی آن فرصت خطر می‌کند.

ادامه مطلب


از قدیم گفته‌اند همسایه‌ها یاری کنید تا من شوهرداری کنم؛ اما تاکنون می‌دانستید که هیچ‌کس به غیر از خودتان نمی‌تواند شوهردار خوبی باشد؟ در این مقاله، رازهای شوهرداری را با شما در میان می‌گذاریم. اگر این موارد را به‌کار ببندید، حتماً می‌توانید زندگی آرام و توأم با آرامشی را تجربه کنید.

ادامه مطلب


ـ آیا در ارتباطتان با پدر، مادر، خواهر، برادر، همسر، فرزند یا دوستان درگیر وسواس و وابستگی هستید؟

ـ آیا یک لحظه هم نمی‌توانید فرد مورد علاقه‌تان را از ذهنتان خارج کنید؟ همیشه به فکر او هستید و مدام کنترلش می‌کنید؟

ـ آیا همواره در حال چک‌کردن رفت‌وآمدها و گوشی موبایل فرد مورد علاقه‌تان هستید؟

ـ آیا کنترل‌کردن مدام و وابستگی‌تان به دیگری، زندگی شما را مختل کرده است؟

ـ آیا نبود فرد مورد علاقه در کنارتان، شما را عصبی و مضطرب می‌کند؟

وابستگی هم اگر مانند بسیاری مسائل دیگر از حد بگذرد، تبدیل به بیماری می‌شود. این امر به‌طور معمول با درگیری ذهنی شروع شده و به‌تدریج تمام زندگی فرد را در بر می‌گیرد؛ به‌گونه‌ای که تمام زندگی‌اش دچار بی‌نظمی می‌شود. این حالت را وابستگی می‌گویند.

ادامه مطلب


امکان خرید فایل PDF مجله راز با قیمت ارزان فراهم شد ، لطفا به قسمت فروش آنلاین مراجعه کنید .

همرازم، تبدیل شدن به ثروتمندترین مرد جهان ارزشی ندارد، اگر در گوشه‌ای از قبرستان آرام گرفته باشی! اما اگر هر شب هنگام رفتن به رختخواب حس کنی کاری ارزشمند انجام داده‌ای، بی‌شک برایت مهم و لذت‌بخش است. (همرازم تا فردا و پیامی دیگر انرژی مثبت همرازان پشتیبان شماست.)

نجار یا قاضی؟

نجاری هنگام ساختن یک صندلی که متعلق به یکی از قضات بود، اهتمام زیادی به خرج می‌داد و در استحکام آن سعی بسیاری داشت. کسی به او گفت: «این اندازه دقت و موشکافی برای چیست؟»

گفت: «برای این‌که می‌خواهم روزی بر آن بنشینم.»

عاقبت نیز چنین شد، زیرا این نجار، شروع به خواندن و مطالعه‌ی علم حقوق کرد و پس از مدتی به منصب قضاوت رسید.

برای اثبات این‌که انسان در اراده‌اش آزاد است، محتاج هیچ برهان و منطقی نیستیم، زیرا هر انسانی به‌طور فطری احساس می‌کند که مختار و آزاد خلق شده است.

(تا فردا و درسی دیگر با ما همراه باشید.)

نکته دقیقاً همین‌جاست: هیچ اتفاق خوبی برای یک بار رخ‌دادن پدید نمی‌آید و هر رویدادی را می‌توان بارها و بارها تکرار کرد. البته اگر از مسیری مشابه وارد شوید.

به‌خاطر داشته باشید که وضعیت کنونی شما گاه با مرور گذشته‌ها به خاطره‌هایی می‌رسید که یادآوری‌شان شما را از ته دل شاد و سرحال می‌کنند؛ به‌گونه‌ای که دوست دارید ساعت‌هایی متمادی در همان خاطره هرچند کوتاه توقف کنید و از به‌یاد آوردن حس زیبا و لذت‌بخشی که به شما دست‌داده غرق لذت شوید. بی‌شک مدتی از یادآوری این صحنه قشنگ شاد می‌شوید؛ اما گاه پس از این شادی هم انگشت حسرت می‌گزید و غصه می‌خورید که چرا آن دوران زیبا و استثنائی گذشته و دیگر چنین اتفاقاتی برایتان رخ نداده است؛ اما حقیقت آن است که هرگز لازم نیست با گفتن لفظ «حیف» و گزیدن انگشت‌، حسرت گذشته‌ای را بخورید که دیگر برنمی‌گردد.

حاصل خواست و تلاش دیروز شماست؛ بنابراین اگر دیروز در مسیر خوشبختیِ بیشتر قدمی درست برداشته باشید، امروز آن خوشبختی را حس می‌کنید؛ اما عملکرد اشتباه دیروز، امروز را تباه می‌کند.

حال به‌ همان خاطرات شیرین قدیمی برگردید و به دیروز همان خاطرات نگاهی بیندازید. ببینید کمی قبل از وقوع آن اتفاقات لذت‌بخش چگونه عمل کرده بودید که سزاوار آن پاداش‌های خوشایند‌ شدید؟ آیا هدفمند بودید؟ تلاش می‌کردید؟ عملگرا بودید؟ برای خود دوستان و اطرافیان مثبت انتخاب کرده بودید؟ با دیگران رفتاری پرمهر داشتید؟ به‌راستی چه کرده بودید که در ادامه به آن اتفاقات نیکو رسیدید؟!

با مرور تمامی نکات، بی‌شک به‌ دلیل وقوع آن اتفاقات خوب پی می‌برید. حالا هم می‌توانید با انجام‌دادن کارهایی مشابه، به همان شیرینی‌ها دست یابید. شاید گذشت زمان ظاهر خیلی چیزها را تغییر دهد؛ اما باطن خوبی‌ها دستخوش تغییر و تحول نمی‌شوند؛ بنابراین اگر کار خوبی انجام دهید، ایام بیش‌ازپیش به کامتان شیرین خواهد شد و شما با محاسبه اعمال و رفتارتان متوجه می‌شوید که چه کارهایی معجزه می‌آفرینند و شما را به‌سمت خوشبختی رهنمون می‌‌شوند؛ بنابراین از گذشته‌های خوب و لذت‌بخشتان درس بگیرید و با تکرار فعالیت‌های خوب و مثبت به‌سمت شادی و خرمی گام بردارید.

موفق باشید!

راز اول/14 چراغ سبز/15 اول بدانیم/16 با استاد محتشمی/17 کمال همنشین...!/18 عاشق‌شدن ساده‌ترین قسمت ماجراست/20 22، ساعت همدلی/22 مسئله این است: توانا بود هرکه دانا بود یا knowledge is power؟!/23 درمان راحت‌طلبی/24 آفتاب همین حوالی است/26 خداحافظ افتخار ایرانیان/28 تله‌ای به نام «به‌روزبودن بیش‌ازحد»!/30 چگونه بر ترس غلبه کنیم؟/32 24 ساعت رؤیایی/34 از سموم زندگی‌تان پادزهر بگیرید/36 ده + یکمین فرمان از نوع راز/38 15 خصوصیت کاسبان زیرک/40 از بازی دست بردار! همین حالا!/42 مشکلات، پیشرفت، نعمت‌الهی/44 با ممکن‌ها شروع کن/46 کلیدهای طلایی کارآفرینی (قسمت اول)/49 آن روزها لندن ناآرام بود!/52 اصول پارتی‌بازی!/54 نقطه صفر/56 آجیل و خشکبار یعنی تواضع!/58 می‌خندم ولی خُل نیستم!/60 سنتی باشم یا مدرن؟!/62 در غرب خبری نیست که نیست!/64 من یک کارآفرین هستم/66 نادیا، دختری که داعش را کُشت!/68 مردی که گل پامچال را ساخت!/70 امیدواری، راه‌حل یا استراتژی نیست/72 بدهکاری که مخترع شد!/75 شوهردار خوبی باش!/76 گوش کن، مقاومت نکن!/78 راه‌های ساده زیبایی/79 آشپزباشی در مطبخ/80 کاج مُطبَق، مهمان سبز آپارتمان/81 اراده کن، زندگی را تجربه کن!/82 نقد و معرفی کتاب مردان ویفری زنان اسپاگتی/84 زندگی‌تان را زیرورو کنید/86 زنجیر وابستگی را پاره کن/88 کاریکاتور/91 جدول/93 مسابقه بهترین مقاله/92

 

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به مجله راز میباشد.

طراحی و توسعه توسط شرکت نرم افزاری ستاره درخشان توانا